الفيض الكاشاني
243
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
فصل سوم « در بيان سبب تعبير از معانى حقايق به الفاظ متداوله مشهوره و اشاره به معانى هر يك » . چون اقليم معارف و حقايق و عالم معانى و دقايق از آن وسيعتر است كه صور محصورهء الفاظ به وساطت وضع و دلالت متصدى اظهار آن تواند شد ، لا جرم بىدستيارى امثال و اشباه پاى مكنت و اقتدار در ميدان ابراز آن سيرى نتواند نمود ، لا جرم در اظهار مخدرات معانى به صور حرفى هر حقيقتى به رقيقه مناسبتى كه با يكى از محسوسات دارد به اسم آن از آن تعبير مىكنند ، تا هم اهل معنى از آن حقايق محظوظ گردند و هم اهل صورت از صورت مجازى آن بىبهره نمانند . « وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ » « 1 » و ما هر يك از الفاظ مجازيه متداوله را كه بمنزلهء اصول است نسبت به ديگرها با بعضى از متعلقات آن بيان كنيم كه اشاره به كدام معنى است از معانى حقيقت ، تا كسى را كه آشنا به اصطلاح قوم نباشد فى الجمله آشنائى به معانى ابيات از اين راه حاصل گردد مثل رخ و زلف و خال خط و چشم و ابرو و لب و دهان
--> ( 1 ) - عنكبوت / 43 .